تبلیغات
چند سوال در مورد ولایت فقیه - آیا ولایت فقیه یک حکومت توتالیتر و استبدادی است؟
 
چند سوال در مورد ولایت فقیه
:: سوال ::
آیا ولایت فقیه به معنای حكومت توتالیتر و ضد مردمی نیست؟

پاسخ پاسخ :
اگر واژه‌های «ولایت فقیه» و «توتالیتر» را مورد توجّه قرار دهیم آن‌گاه اذعان خواهیم كرد كه نه تنها ولایت فقیه به حاكم توتالیتر تفسیر نخواهد شد كه برعكس دقیقاً در راستای مصالح عالیه مردم و در جهت حفظ منافع عموم نیز قرار خواهد گرفت
ادامه در ادامه مطلب
. در فرهنگ سیاسی توتالیتر به معنای كل‌گرا و یكه‌تاز و توتالیتاریسم به مفهوم حكومتی است كه می‌خواهد همه جنبه‌های حكومت را در اختیار خویش قرار دهد.[1] دائرة المعارف بین‌المللی علوم اجتماعی بعضی از ویژگی‌های حكومت توتالیتر را عبارت می‌داند از غیر قابل پیش‌بینی بودن، تفسیر دل‌بخواهی داشتن از ایدئولوژی رسمی، كاربرد گستردة خشونت سازمان‌یافته و اعمال زور برای به زیر سلطه درآوردن مردم.[2] هدف رهبر توتالیتر سركوبی هرگونه نهادی در برابر خود است و لذا هیچ‌گاه خود را مقید به نهاد قانون نمی‌داند یعنی اساس نظام توتالیتر بر بی‌قانونی است.[3] در مقابل واژه ولایت كه به معنای به هم پیوستگی و اتصال برای نیل به هدفی واحد می‌باشد،[4] در نقطة مقابل توتالیتر قرار می‌گیرد زیرا در واقع حاكم اصلی در نظام اسلامی خدا و قانون الهی است[5] نه شخص فقیه. ولیّ فقیه تنها مجریِ احكام الهی است. خداوند خطاب به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید: «لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ»[6] «تو مبعوث شده‌ای تا در بین مردم حكومت كنی ولی نه به میل خود بلكه آن طوری كه خدا می‌خواهد. وظیفة ولیّ‌فقیه تحكیم و تقویت جامعه اسلامی است و به چیزی جز تأمین منافع و مصالح مردمی (نه شخصی) در چارچوب قانون الهی نمی‌اندیشد چیزی كه تجربه تاریخ آن را ثابت كرده است. وقایعی چون ماجرای تنباكو و فتوای میرزای شیرازی جریان انقلاب اسلامی و قطع شرّ اجانب از كشور و موارد بسیار دیگر در همین دهه‌های اخیر شاهد بر این مدعاست.
شاید سوال شود كه، درست است تاكنون چنین بوده ولی از كجا معلوم كه این وضع در آینده هم ادامه یابد یعنی چه تضمینی وجود دارد كه ولی فقیه به یك حاكم مستبد و توتالیتر تبدیل نشود؟ در جواب گفته می شود چنین فرضی در این مسئله محال است زیرا ولایت فقیه تا زمانی است كه به این نقطه و مرز استبداد نرسیده باشد و الاّ مشروعیت و ولایت او خود بخود ساقط خواهد شد چون از جمله شرائط ولیّ‌فقیه، فقاهت، عدالت و داشتن مدیریت لازم است. اساس فقاهت و عدالت در تضاد با استبداد است. اقتضاء فقاهت این است كه فقیه اسلام‌شناس بوده و كشور را براساس احكام الهی اداره كند نه براساس آراء غیر خدائی (خواه رأی خود یا دیگران) عدالت سبب می‌شود تا وی خواسته‌های نفسانی خود را در ادارة نظام اسلامی دخالت ندهد و در پی جاه‌طلبی و دنیاگرائی نرود. در نظام اسلامی فقیه برخلاف یك حاكم توتالیتر، تافته‌ای جدا بافته نیست كه فوق دین و قانون الهی باشد بلكه او تنها كارشناس دین است و هرچه را كه از مكتب وحی درك می‌كند به جامعه اسلامی دستور می‌دهد و خود نیز مكلّف است به آن عمل كند و هرگاه حاكم اسلامی فاقد این ویژگی‌ها شود ولایت او ساقط می‌شود.[7] حضرت امام (ره) در سال 1358 ضمن ردّ شبهة خودكامه شدن حكومت با توجّه به اصل ولایت فقیه و در پاسخ به كسانی كه طرح این اصل قانون اساسی زمینه‌ساز انحصاری كردن حكومت و استبداد می‌دانستند فرمودند: «ولایت فقیه چیزی است كه خدای تبارك و تعالی درست كرده است... شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه به مردم زورگوئی نمی‌كند، اگر فقیهی بخواهد زورگوئی كند دیگر ولایت نخواهد داشت... كار ولی‌ّّفقیه نظارت بر دستگاه‌ها و امور است...»[8] علاوه بر این‌ها طرق قانونیِ مختلفی هم برای جلوگیری از استبداد در قانون اساسیِ نظام اسلامی پیش‌بینی شده است. كار مجلس خبرگان كه آحاد آن توسط مردم انتخاب می‌شوند ناظر به وظایف رهبر است.[9] به راستی اگر منصفانه قضاوت كنیم به راحتی می‌توانیم آثار حاكمیت ملی، آزادی و مردم‌سالاری دینی را چه در انتخاب و چه در عزل رهبر و ولیّ‌فقیه در نظام اسلامی مشاهده كنیم. قانون اساسی شرائط سخت و سنگینی برای مقام فقاهت در نظر گرفته كه در صورت سلب آنها، وی را از جایگاه ولایت ساقط نماید.[10] به این ترتیب هرگز نباید تصوّر كرد كه ولایت مطلقه فقیه به معنای ولایت بی‌قید و شرط بدون ضابطة فقیه است كه بخواهد بدون در نظر گرفتن معیار‌های مكتب اسلام و مصلحت عمومی كاری انجام دهد اعمال و رفتار ولی فقیه برخلاف حاكم توتالیتر كه قابل پیش‌بینی نمی‌باشد، دقیقاً در چارچوب قوانین ومقررات الهی است. او هرگز نمی‌تواند حكمی دل‌بخواهانه و از روی هوی و هوس صادر كند ولیّ‌فقیه در جامعه اسلامی برخلاف حاكم توتالیتر قدرت و مشروعیتش را از خدا و رسول می‌گیرد نه این‌كه به سانِ یك حاكم توتالیتر، با زورگوئی وخودكامگی به قدرت رسیده باشد و یا بخواهد با خشونت و اعمال زور، تحكم و تسلّط خود را بر مردم حفظ نماید. و اساساً چگونه می‌توان ولیّ‌فقیه را با حاكم توتالیتر یكی دانست در حالی كه اصولاً دین اسلام سدّی در برابر استبداد و خودكامگی است امّا ویژگی حاكم توتالیتر این است كه او هیچ مركز مقاومتی را در برابر خود برنمی‌تابد و لذا حكومت‌های توتالیتری در طول تاریخ نظیر فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان، سعی در تضعیف یا براندازیِ مذهب داشته‌اند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. جوادی آملی، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، نشر اسراء، 1378.
2. نادر قمی، محمد مهدی، نگاهی به نظریه ولایت فقیه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام، چاپ دوم، 1378.
3. كواكبیان، مصطفی، دموكراسی در نظام ولایت فقیه، سازمان تبلیغات، چاپ اول، 1370.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . توتالیتاریسم و سلطه‌گرائی، انتشارات پژوهشگاه علوم اسلامی، توس، 1358، ص 10ـ9.
[2] . همان. ص 30ـ12.
[3] . همان، ص 40.
[4] . آیت‌الله خامنه‌ای، ولایت، دفتر حزب مركزی جمهوری اسلامی، 1360، ص 15.
[5] . قانون اساسی، اصل 54.
[6] . نساء/105.
[7] . جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، قم، نشر اسراء. 1378، ص 482ـ480.
[8] . صحیفه نور، ج 10، ص 27 تا 29.
[9] . رجوع شود به اصول 109، 111 و 142 قانون اساسی.




نوع مطلب : چند اشکال به ولایت فقیه، 
برچسب ها : ولایت فقیه، شبهات ولایت فقیه، چند اشکال به ولایت فقیه، مقام معظم رهبری، اثبات ولایت فقیه، آیا ولایت فقیه حکومت توتالیتر است؟، ولایت فقیه و حکومت توتالیتر، توتالیتر، اشکالات ولایت فقیه، پاسخ به شبهات ولایت فقیه،


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Demne
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد قالب وبلاگ چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :